ذرهگرايي را به زمان و مكان تعميم داد و آنها را ذاتاً غيرمتصل دانست. عليرغم اين كه هدف باقلاني در وهلهٴ اول جنبهٴ كلامي داشت؛ اين امر بينهايت جالب است. او ميخواست آموزهاي را مبني بر فِعْل خلاّ ق، پيوسته، فراگير و يگانهٴ خداوند بنيان گذارد. ممكن است نظريهٴ اتمي يونان از طريق آثار متكلمان بيزانسي به وي رسيده باشد.
كرماني
فقرهٴ رياضي (ج) را در زير ببينيد.
ابن طاهر
ابو منصور عبدالقاهر بن طاهر بن محمد بغدادي در نيشابور برآمد؛ در 1037 - 1038 در اسفراين درگذشت. نويسندهٴ مسلمان راجع به تاريخ فلسفه و كلام اسلامي، رياضيدان. به مذهب شافعي تعلق داشت. مهمترين اثرش كتاب الفَرْق بَيْنَ الفِرَق است. آثار متعددي در رياضيات نوشت كه مهمترينش التكميل است. مخصوصاً در حل مسائل مربوط به سهمالارث مهارت داشت.
ابن هيثم
يادداشت مربوط به فقرهٴ فيزيك (و) را در زير ببينيد.
بيروني
ابوريحان محمد بن احمد بيروني در 973 در خوارزم (خيوه) زاده شد؛ مدتي مديد را در هند گذراند؛ در 1048، احتمالاً در غزنه، از شهرهاي سجستان (افغانستان)، درگذشت. او ايرانينژاد و شيعي متولد شد؛ مذهبش با تمايلات لاادريه تعديل گرديد، احساسات ملي و ضد عربياش تا به آخر بسيار نيرومند بود. سياح، فيلسوف، رياضيدان، منجم، جغرافيدان، جامعالعلوم. از بزرگترين دانشمندان اسلام و روي هم رفته يكي از بزرگترين دانشمندان همهٴ اعصار. روح نقّاد، سعهٴ صدر، عشق به حقيقت، و جسارت فكرياش تقريباً در قرون وسطي بينظير بود. او اظهار كرد كه عبارت ((اللّه اعلم)) جهالت را موجًه نميسازد.
كتابهايي دربارهٴ موضوعات جغرافيايي، رياضي و نجومي به زبان عربي نوشت. مهمترين آثارش عبارت است از: (1) كتاب الاًثار الباقية عن القرون الخالية، كه در سال 1000 تأليف شده و بيشتر مربوط است به تقويم و گاهشناسي ملل مختلف؛ (2)
تحقيق ماللهند1، كه در حدود 1030